سرمقاله
همه، جانمان بسوخت! همه جان و سر شدیم!

همه، جانمان بسوخت! همه جان و سر شدیم!

حجت‌الاسلام محسن ذاکری / پژوهش‌گر
یادداشت
به‌سوی سرنوشت

به‌سوی سرنوشت

مهدی توکلی‌تبریزی / داستان‌نویس
اطلاعاتی درباره ویرایش متن

اطلاعاتی درباره ویرایش متن

شبنم خدایاری / ویرایش‌گر
دغدغه‌های میرزاده عشقی برای ایران

دغدغه‌های میرزاده عشقی برای ایران

عباس مهری‌اردستانی / پژوهشگر
فاصله کهکشانی عارف با بدنه اجتماعی

فاصله کهکشانی عارف با بدنه اجتماعی

مسعود پیوسته / روزنامه‌نگار
گزارش
محکومیت ترور

محکومیت ترور

جهانگیر مصلی
جنگ فرهنگ‌ها!

جنگ فرهنگ‌ها!

گروه سیاسی
کد خبر: ۱۷۵۷
تاریخ انتشار: ۲۱:۰۴ - ۲۸ دی ۱۳۹۸ - 18 January 2020
سلمان هراتی
دیروز اگر سوخت ای دوست غم برگ و بار من و تو
امروز می‌آید از باغ بوی بهار من و تو

آن‌جا در آن برزخ سرد در کوچه‌های غم و درد
غیر از شب آیا چه می‌دید چشمان تار من و تو؟

دیروز در غربت باغ من بودم و یک چمن داغ
امروز خورشید در دشت آیینه‌دار من و تو

غرق غباریم و غربت با من بیا سمت باران
صد جویبار است اینجا در انتظار من و تو

این فصل فصل من و توست فصل شکوفایی ما
برخیز با گل بخوانیم اینک بهار من و تو

با این نسیم سحرخیز برخیز اگر جان سپردیم
در باغ می‌ماند یا دوست گل یادگار من و تو

چون رود امیدوارم بی‌تابم و بی‌قرارم
من می‌روم سوی دریا جای قرار من و تو

شماره ۸۸ دوهفته نامه آیت ماندگار
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر:
شعرخوانی
و طنينی كه پر از زندگی است

و طنينی كه پر از زندگی است

الهام عندليب‌مقدم
کارتون
بدون شرح!

بدون شرح!

جوزف بندزیچا
پربازدیدترین ها