یادداشت
آموزش ‌و پرورش نیازمند خانه‌تکانی

آموزش ‌و پرورش نیازمند خانه‌تکانی

مهدی مطهرنیا / استاد دانشگاه
از زمین‌خواری تا ایران‌خواری

از زمین‌خواری تا ایران‌خواری

مرتضی بهشتی / استاد دانشگاه
تحمیل هزینه‌های تازه بر بازار ارز

تحمیل هزینه‌های تازه بر بازار ارز

علی‌اصغر سمیعی / کارشناس مسائل اقتصادی
خانه، مشکلی بی‌پایان  فراروی ایرانیان

خانه، مشکلی بی‌پایان فراروی ایرانیان

عباس مهری‌اردستانی / پژوهشگر
کد خبر: ۴۴۰
تاریخ انتشار: ۲۰:۵۸ - ۱۷ دی ۱۳۹۵ - 06 January 2017
اکبر زمانی / روزنامه‌نگار
کار بدون مزد را اگر بیگاری بدانیم صحبت و تحلیل و تولید روش برای از بین بردن بیکاری به نحوی در حال حاضر «بیگاری» است زیرا این کار هیچ مزدی جز خاک خوردن در بایگانی را ندارد. تلاش‌هایی که برای رفع مشکل بیکاری به‌واسطهٔ محققان و دانش ورزان انجام می‌گیرد عملاً نوعی بیگاری است زیرا مشکل اینجاست که تحقیقات انجام‌شده در حوزه‌های مختلف علوم انسانی که برای رفع مشکلاتی همچون بیکاری انجام می‌گیرد، اجرایی نمی‌شود پس درواقع نوعی بیگاری است.
بیکاری با بی‌پولی هم متفاوت است. وقتی جامعه همیشه به ستایش کارهای یدی و کارهای طاقت‌فرسای اداری و در کل کار کردن می‌پردازد کار نه‌تنها حامل پول! بلکه در خود منزلت اجتماعی والایی دارد. بیکاری انگ محسوب می‌شود و در حال حاضر دامن‌گیر خیلی از مردم شده است. از سمتی جایگاه اجتماعی که به‌واسطهٔ کار کردن ایجاد می‌شود، مردم را مجاب می‌کند که اگر در رفاه اقتصادی هم باشند باید کار کنند. همچنان که اغلب دختران مرفه اقتصادی، کار کردن در یک اداره یا شرکت را پرستیژ می‌دانند، حتی اکثر آن‌ها بدون دریافت پولی کار می‌کنند تنها به‌این‌علت که کار کردن یک منزلت اجتماعی بالایی دارد و جامعه به آن خیلی توجه می‌کند. به‌واسطهٔ بیکاری، منزلتی که از طریق کار کردن حاصل می‌شد، از جامعه کنار می‌رود و این سرخوردگی، منجر به ایجاد مشکلاتی مخصوصاً در سطح فردی می‌شود. مشکلاتی که از جامعه ایجادشده است به فرد ختم می‌شود و فرد با داروهای افسردگی و روانکاوایی که فقط جملات تکراری به ریششان می‌بندند، اتمام می‌یابد؛ یعنی یک معضل اجتماعی با داروهای روان‌پزشکی درصدد حل برمی‌آید درصورتی‌که با برطرف کردن معضل بیکاری، مشکلات فردی کم می‌شود. اینجا یک سلسله مراتبی را پیش رفتیم اولاً افزایش بیکاران و دوماً ختم شدن این مشکل جمعی به فرد است که مشکلاتی برای فرد به همراه دارد.
بهتر است اولاً کاری عمیق فرهنگی انجام داد که بر مبنای آن کار داشتن یا نداشتن یک پرستیژ اجتماعی والایی نباشد و مسئلهٔ مهم‌تر اینکه با افزایش بیکاران و خصوصی و فردی نشان دادن بیکاری، مشکل برطرف نمی‌شود بلکه افزایش می‌یابد. بهتر است دولت و سیاست برای رفع مشکلات بیکاری، سراغ کارآفرینان و محققان علم اقتصاد و علوم اجتماعی بروند تا با تحقیقات اساسی و عمیق مشکلات بیکاری کم شود ولی بدبختی اینکه بسیاری از تحقیقات خوب و قابل‌اجرا درزمینهٔ بیکاری، در بایگانی کتابخانه‌ها خاک می‌خورند. اینکه وجود علوم انسانی در جامعه فقط به‌مثابه بحث‌های معرفت‌شناختی و فلسفه‌بافی‌ها باشد چه فایده‌ای به حال مردم دارد، زمانی که عملاً از آن استفاده‌ای نشود.

شماره 26 دوهفته نامه آیت ماندگار
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: