سرمقاله
کودکان کار را در خانه دریابیم

کودکان کار را در خانه دریابیم

رضا تاجگر / استاد دانشگاه
یادداشت
چرایی نخبه‌زدایی

چرایی نخبه‌زدایی

محمد آقازاده / روزنامه‌نگار
خط غیرمردمی‌ها!

خط غیرمردمی‌ها!

امیرحسین امیرفیض / روزنامه‌نگار
۲۵ درس‌ کرونا

۲۵ درس‌ کرونا

فواد شمس / روزنامه‌نگار
کارگردانی مستقل یا تابع قدرت!

کارگردانی مستقل یا تابع قدرت!

فرید دهدزی / نویسنده و پژوهش‌گر
گزارش
این زبان مظلوم فارسی

این زبان مظلوم فارسی

امیرحسین دولتشاهی
ملودی‌ساز یگانه اما مهجور

ملودی‌ساز یگانه اما مهجور

فرید دهدزی / پژوهش‌گر
کد خبر: ۹۹۸
تاریخ انتشار: ۲۰:۱۵ - ۱۰ آبان ۱۳۹۷ - 01 November 2018
سهراب سپهری
در گلستانه
دشت‌هایی چه فراخ!
کوه‌هایی چه بلند!
در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!
من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:
پی خوابی شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی.
پشت تبریزی‌ها
غفلت پاکی بود، که صدایم می‌زد.
پای نی زاری ماندم، باد می‌آمد، گوش دادم:
چه کسی با من حرف می‌زد؟
سوسماری لغزید
راه افتادم
یونجه زاری سر راه،
بعد جالیز خیار، بوته‌های گل رنگ
و فراموشی خاک.
لب آبی
گیوه‌ها را کندم و نشستم، پاها در آب
«من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه
چه کسی پشت درختان است؟
هیچ! می‌چرد گاوی در کرد
ظهر تابستان است
سایه‌ها می‌دانند که چه تابستانی است
سایه‌ هایی بی لک
گوشه‌ای روشن و پاک
کودکان احساس! جای بازی اینجاست
زندگی خالی نیست
مهربانی هست سیب هست ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد.
در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم می‌خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه

شماره 65 دوهفته نامه آیت ماندگار
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر:
کارتون
بدون شرح!

بدون شرح!

ولیکوویچ میودراگ
آخرین اخبار
پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها